الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

131

الغدير ( فارسى )

در اين اسناد ، چند چيز ناشناخته و مجهول است . اولا جعفر بن محمّد انطاكى ثقه نيست « 1 » ، و ثانيا اسماعيل بن عياش حمصى را ، گرچه گروهى توثيق كرده‌اند ، ليكن جوزجانى دربارهء او گويد : گفتار اسماعيل ، چقدر به جامهء نيشابور شباهت دارد كه به هزار رنگ جلوه مىكند ، و دست‌كم ده نفر از او بد گفته‌اند و علاوه بر اين ، بيش از همه ، از دروغگويان نقل كرده است . أبو اسحاق فزارى مىگويد : از اسماعيل ، آنچه از معروفان روايت مىشود ، ضبط نمىگردد ، و او مردى است كه نمىداند از سرش چه چيزى بيرون مىآيد . ابن مبارك گفته است : من حديث او را نيكو نمىيابم . ابن خزيمه گفته است : به سخنش نمىتوان استناد كرد . حاكم گفته است : با وجود آنكه جلالت قدر دارد ، اما هرحديثى را كه به تنهايى نقل كند ، به خاطر آنكه حافظهء بدى دارد ، نمىتوان پذيرفت . على بن حجر گويد : ابن عياش هرگاه بسيار خيال‌پرداز نبود ، حجت بود . از جمله كسانى كه در اين روايت ديده مىشوند ، تمام بن نجيح دمشقى است . أحمد مىگويد : من او را نمىشناسم . حرب دربارهء اين نظر مىگويد : منظور اين است كه حقيقت حال او را درنمىيابم . أبو زرعه مىنويسد : ضعيف است . أبو حاتم گفته است : حديثش ناشناخته است . بخارى گفته است : رواياتش چندان پذيرفتنى نيست . ابن عدى گفته است : همهء آنچه او روايت كرده ، چيزهايى است كه راويان ثقه نمىپذيرند و او ثقه نيست . ابن حبّان گفته : چيزهايى ساختگى از ثقات نقل كرده كه به نظر مىرسد مورد اعتماد است . بزار گفته است : قوى نيست . عقيلى گويد : چيزهاى نامأنوسى را روايت مىكند . آجرى هم به نقل از أبو داود مىگويد : احاديث نامأنوس نقل مىكند . « 2 » ديدار معاويه با پيامبر در بهشت ! 33 - ابن عساكر با اسنادى آورده است كه ابو الحسن قرضى از ابو القاسم بن علاء ، از ابو بكر بن عبد اللّه بن احمد بن عثمان بن خلف ، از ابو زرعه محمد بن احمد بن ابى عصمه ،

--> ( 1 ) . لسان الميزان : 2 / 124 . ( 2 ) . تهذيب التهذيب : 1 / 510 .